دکتر سندوزی کیست؟
در شانزدهم فروردین 1307 نوزادی به دنیا آمد که پس از نام خداوند نام امیر اسماعیل را در گوشش خواندند . در نامه ایکه به یکی از دوستانش نوشته است آمده : پدرم نامشان " حسن بک " بود مردی آذری از ایل ، از بین رفته ، "سلدوز" که زمانی زیردست رود ارس - مرز کنونی شمال و شمال غرب کشورمان – قشلاقشان بود و بالادست رود ، ییلاقشان . در هر کوچ از این رود می گذشتند . رژیم نوپای پهلوی که در صدد مرکزیت دادن به حکومت نوپایش بود ، از این گذر کردن از مرز ناخشنود بود و ایل سلدوز هم ناگزیر . در نتیجه در یک درگیری بهنگام کوچ ، دولت نسل مردانش را از جا کند و همه مردان مسلح را از جلوی رگبار گلوله گذراند ! کودکان و زنان و سالمندان ایل را به زیر دریاچه رضائیه کوچاند و ساکن کرد و دو پسران نوسال خان را هم تبعید به سیستان و زاهدان آنزمان کرد . که یکی مرد و دیگری جان بدر برد و به مشهد فرستاده شد که مردم او را " حسن بک خان " صدا می کردند بدون آنکه بدانند که خان زاده است . من در مشهد به دنیا آمدم . مادرم مرا تقی ، مادربزرگم "جواد " و دوستانم تا بیست سال قبل که زنده بودند " امیر " صدایم می کردنند . تا شهریور بیست ناچار از ماندن در مشهد بودیم و پس از رفتن " رضا شاه " ما هم به تهران آمدیم .
" امیر اسماعیل " علاوه بر سیر و سیاحت دنیای کودکی اش تحت مراقبت و تربیت پدر بود نوجوانی و جوانی خود را در تهران گذرانید و از دانشگاه تهران ، دانشکده دندانپزشکی ، دکترایش را گرفت . از همان روز که عنوان " دکتر " در مقابل نامش قرار گرفت ، احساس مسئولیت را به شیوه یاد گرفته از پدر ، با عشق و صداقت در آمیخت و سعی کرد تا در هر کجا و هر مقامی بنا بر اموخته کودکیش ، خود را مدیون مردم و جامعه ایکه به او امکانات تحصیلی بخشیده بداند .
اما، دنیای پزشکی ضمن ارج و مقام خدمتی اش برای او " محیطی مسدود و محدود بود . خودش به ادبیات و رشته های ادبی ، مخصوصاً حقوق علاقه داشت . پدرش می خواست او را از نیاز به دولت مصون بدارد . ناچار به توصیه پدر به مطب داری رسید . در اولین امکان برای گسترش محیط کاریش به کادر آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد پیوست ، محیطی بازتر ، گسترده تر و امکاناتی وسیع تر . در همان اوان انتقالش به دانشگاه مجذوب نسل جوان شد و سالی نگذشت که سرپرست و مسئول برنامه های فوق تحصیلی سازمان دانشجویان مشهد گردید .
در این گسترده جو با تئاتر ، شعر ، موسیقی و از همه بالاتر هنرهای تجسمی آشناتر و ناگزیر از مطالعه و فراگیری شد .
در اولین فراغت و رفاهی که بدست آورد به نقاشی پرداخت و بسرعت به حجم و مجسمه سازی رسید . به نحویکه مطب اش محلی می شود برای نمایش گذاردن آثاری که خود خلق کرده بود . در جایی می نویسد " هرچه کشیدم یا ساختم را به جان کشیدم و ساختم ، هرگز به نمایش برای فروش نگذاشتم . خودم شدم جمع کننده آثار ناچیز خودم که برایم عزیز بودند .
خانم ژانت لازاریان ، منتقد هنری نسبت به دکتر سندوزی می گوید : "هنر مند ، مجسمه ساز ، شاعر ، نویسنده ، برنامه ریز آموزشی و دندانپزشک ... انسانی با حرفه های گوناگون و علایق بسیار متفاوت که خود را " هنرمند " به حساب نمی آورد و اگر اصرار کنید که هنرمندش بنامید " خود را هنرمند آخر هفته " می داند . نقاشی هایش مجموعه ایست از : کوبیسم ، امپرسیونیسم و رئالیسم که وجه مشترک همه آنها قدرت ، توانایی اراده و پایداری است . این قدرت در کارهای حجمی اش مشهود است ... به هر حال در طول 45 سال کار در زمینه آموزش و کار دندانپزشکی 1332-1377 بیش از شمار بیمار و مراجعه کننده دوستدار یافت و پس از بازگشت از آمریکا پانزده سال هفته ای سه روز به کار هنری در شمال ، دهکده توسکاتک بین محمودآباد و نوشهر پرداخت و هفته ای چهار روز مطب داری کرد . حاصل کار هنریش 180 اثر هنری است که در موزه موجود است .
" موزه هنر دکتر سندوزی " در همان محل مطب کاریش قرار دارد که در سال 1377 ، پس از ناگزیر شدن از سفر برای جراحی ، مطب ، تمامی تجهیزات ، وسایل و تزئینات ، یاد و یادگارهای دوستان هنرمندش که به او هدیه کرده بودند را با کتابخانه شخصی اش با نقاشی با طرحها ، مجسمه ها و دست نوشته هایش را به " سازمان توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران ، مردم تهران اهدا کرد . مدتی افتتاح موزه بطول انجامید ، سرانجام در سال 1382 موزه ای که مزین به نام ایشان بود در محل مطب ایشان با حضور اعضای محترم شورای اسلامی شهر تهران و ریاست وقت سازمان و مدیران ارشد و در حضور گروهی از هنرمندان و دوستدارانشان گشایش یافت . وضعیت موزه به گونه ای بود که نیاز به بازسازی و آمادگی پذیرش هنری بیشتری داشت . بنابراین پس از چند ماه تعطیلی ، باردیگر موزه در زمستان 1385 دوره تازه کاری خود را آغاز کرد .

" دکتر سندوزی " درباره آنچه کرده است می گوید : " ... منظری را که در نظر دارم به من حکم می کند که در قید نامی که بماند با نماند ، نمانم . به همین دلیل آن هنگامی که تصمیم ام پیوستن به حضرتش بود بدین کار خرد اقدام کردم ، فقط برای ادای دینی که از مردم بر دل و جانم – نه بر گردنم – احساس می کردم بود نه نام . اگر آن محل را با وسائلش و آثارم می فروختم پولش را به کجا می بایستی می بردم ؟ در حالیکه با مکان همگانی شدنش به اهداف انسانی ام جامه عمل می پوشانیدم : اول ، اینکه این محل بر خلاف سندش ، از آن من نبود ، خشت خشت آنرا مردم به من دادن ، به من سپردند تا من انرا روی هم بگذارم . روی هم گذاریش با من بود . حال که وقت رفتن است " مال مردم " مال خودشان . دوم : وقتی جوانانی که به تماشا می آیند ببینند که : وجدان حرفه ای داشتن سازنده و سودآور است ، اقبال مردمی نعمتی بی کران و تمام ناشدنی و سازنده است . که می توان دندانپزشکی صادق و ساده بود و گوشه چشمی هم هر چند ابتدائی و ناچیز به هنر داشت .
سوم ، که انسان موجودی خلاق و چند بعدیست . از ابعاد دیگر وجودمان که حضرتش بما بخشیده غافل نمانیم که کفر نعمت است و ... "
آقای دکتر جواد مجابی : از هنرمندان و ادبای کشورمان درباره " دکتر سندوزی " نوشته اند " ... " سندوزی " آزادانه کار می کند ، با تنوع بسیار و شیوه های بداهه پردازی و دلخواه . چرا که " او " خود را در قالب شناخته شده و رایج یک " هنرمند " محدود نمی کند ، بلکه خود را بصورت انسانی تصور می کند که آزادانه و عاشقانه به تجربه های حسی خود مجال تجلی می دهد و این بسیار زیباست . حسن فرهنگی
خلاصه مشاغل :
1332- استخدام وزارت بهداری ، انتقال به مشهد ، تاسیس درمانگاه خیریه "رازی " با بخش دندانپزشکی مجهز
1336- اسیستان بیماریهای دهان و دندان دانشکده پزشکی داشگاه فردوسی
1338- مسئول امور فوق برنامه و برنامه های هنری سازمان دانشجویان دانشگاه فردوسی
1340- موسس دانشکده دندانپزشکی و سردبیر دانشکده
1345- عضو شورای عالی دانشگاه فردوسی و مسئول جامعه دندانپزشکان خراسان
1346- سفر مطالعاتی به لندن
1348- سفر مطالعاتی برای دوره پوست گراجوئیشن در اندودنتیس
1350- بازگشت به ایران و رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه فردوسی
1352- انتقال به تهران " پژوهشگر " موسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی و اموزشی وابسته به وزارت علوم و آموزش عالی
1353- رئیس مرکز برنامه ریزی آموزش عالی ، موسسع تحقیقات و برنامه ریزی علمی و اموزشی
1354- سفر به خاور نزدیک ، شمال و شمال شرق آفریقا و کشورهای تحت نظارت سازمان بهداشت جهانی WHO و ارائه طرح تغییر آموزش پزشکی ایران به سازمان بهداشت جهانی ، مرکز اسکندریه
1355- سفر مطالعاتی برای مطالعه و اخذ فوق لیسانس در " بنیان " اجتماعی – فلسفی " آموزش و پرورش سر سال
1358- بازگشت به ایران ، باز نشسته شدن ، و دوباره آغاز به کارکردن و مطب داری در تهران
1377- سفر اجباری به آمریکار ، تاکنون
تالیفات :
1- مقدمه ای بر دندانپزشکی عملی " کتاب دانشگاه فردوسی
2- یادداشتهایی پیرامون " اندودنتیکس " کتاب دانشگاه مشهد
3- " طرح تغییر نظام آموزش پزشکی ایران " کار تیمی موسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی و آموزشی
4- طرح " خودارزیابی دانشجویان " کار تیمی دانشگاه USC طرح مصوبه کنگره آمریکا
5- مقالات و ...
|